الشيخ أبو الفتوح الرازي
189
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه لآتٍ ) * ، آن وقت ( 1 ) كه خداى زد ثواب و عقاب را لا محال آمدنى است . * ( وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * ، و او شنوا و داناست ، تا هر كس را به كيفيّت كردهء ( 2 ) خود جزا دهد . * ( وَمَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِه ) * ، آنگه گفت : هر كه او مجاهده كند ، براى خود كند ، يعنى ثمرهء آن ( 3 ) او را باشد . و « جهاد » ، در شرع مصابره و مكابده باشد با دشمن در صف كارزار ، و مقاسات اوامر خداى را ، و بر آن صبر كردن بر توسّع مجاهده گويند . آنگه براى بيان و حجّت اين حديث گفت : دليل بر صحّت اين آن است كه ، خداى تعالى از جهانيان مستغنى و بى نياز است . * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ ) * ، گفت : و آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند ، ما سيّئات و معاصى ايشان مكفّر كنيم نه به معنى احباط ، براى آن كه به ادلَّهء عقل و شرع درست شده است بطلان احباط ، چون آيتى مانند اين آيد آن را تأويلى بايد كردن كه مطابق ادلَّهء عقل باشد . و تأويل اين آيت آن است كه : ما به فضل و كرم خود گناهان ايشان عفو كنيم ، و اين ( 4 ) براى آن تكفير خواند كه خداى تعالى اين عفو كند عند اين اعمال كند بمنزلت آن كه چيزى كفّارت چيزى كنند . * ( وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ ) * ، و پاداشت دهيم ايشان را به آنچه كرده باشند نكوتر آنچه كرده باشند ، تا در آيت هم بيان فضل باشد هم بيان عدل . آنگه گفت : * ( وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه حُسْناً ) * ، گفت : اندرز كرديم آدمى را در حقّ مادر و پدرش به نيكوى . و معنى وصايت از خداى تعالى امر باشد يا نهى . و نحويان در نصب « حسنا » دو قول گفتند : يكى آن كه منصوب است به آن كه مفعول وصايت است ، يقال : وصّيته الخير و بالخير . و چون وصايت متضمّن باشد به معنى امر ، تقدير آن باشد كه : الزمناه حسنا ، اين قول بصريان است . كوفيان گفتند به فعلى مضمر ، يعنى وصّيناه بان يفعل حسنا .
--> ( 1 ) . مش : وقتى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : به گفته و كرده . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها و ثواب آن . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها را .